ميرزا خانلرخان
238
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
رفتيم تا سر آسياها برگشتيم ، مغرب بود . از منزل شاهزاده خانم يك دورى انار بسيار خوب . يك بشقاب پشمك و زولوبيا آوردند . افطار هم از كارخانه آوردند ، خوردم . دعا خواندم ، نماز كردم ، ساعت سه خوابيدم . مدتها خوابم نبرد . وقت سحر برخاسته سحور خورده خوابيدم . روز سهشنبهء دويم . يك ساعت از دسته رفته بيدار شدم . قدرى به كتاب روضة الصفا مشغول شدم . مدتى در باغ راه رفتم . ظهر رفتم مسجد . عصر برگشتم . تازهاى كه قابل تحرير باشد ، رو نداد . روز چهارشنبهء سيم . صبح عماد الملك آمد منزل من . مدتى نشست صحبت از هردرى داشتيم . تعليقه از جناب معاون الملك « 1 » برايش رسيده بود . داد خواندم . مطلبى نداشت . به ميرزا آقا بابا گفتم كاه و جو براى ما بفرستد به « خور » كه چند شبى آنجا برويم . عماد الملك هم تأكيد كرد . بعد آنها رفتند . من رفتم مسجد برگشتم حمام . يك ساعت به غروب مانده بيرون آمدم . صداع بهم رسيد . اول افطار قدرى آب هندوانه و بعد سكنجبين خوردم . صداع تا سحر اذيت كرد . هيچ خوابم نبرد . دو سه ساعتى شب ، بلكه پنج ساعتى ، قاصدى از بيرجند آمد . پاكتى از نواب و الا و مستشار الملك آورد . تأكيد در اينكه به بيرجند معاودت كنم و عمل جنس سيستان را از روى چهارده هزار خروار ، بپردازم . كاغذى هم مستشار ، اظهار امتنان از دوستى من و سفارش ، دربارهء من به عماد الملك نوشته بود ، دادم بردند . روز پنجشنبهء چهارم . صبح جواب كاغذ امير را نوشتم كه بر حسب حكم و الا باز عود به بيرجند مىكنم و تا اواسط ماه مبارك آنجا مىآيم مستوفى ، منزل مرا خالى كند . قاصد امير را روانه كردم رفت . كاغذى هم مستشار مبنى بر سفارش من به عماد الملك نوشته بود فرستادم .
--> ( 1 ) - ميرزا عباس خان قمى تفرشى معاون السلطان كه معاون وزارت امور خارجه بود و در اين زمان امور مالى تهران و توابع را رسيدگى مىكرد و عضو دار الشوراى دولتى بود . در سال 1305 ق با لقب قوام الدوله وزير امور خارجه شد .